سوتی دادن ها من
یه روز مامانم بهم گفت برو سالن رو جارو کن منم رفتم دیدم جارو فیلترش پره بازش کردم ورفتم توی سطل اتاقم خالی کردم و یه سر کوچولو به وبم زدم همین دیشب بود بعدم رفتم و شروع کردم به جارو زدن بعد که کارم تموم شده می بینم مامانم داره از خنده غش می کنه .
مریم خانم گل – مامانی چی چیه اینقدر داری غش و ضعف میری چی چی ایقدر خنده داره ؟
مامانم باخنده – مریم فیلترش رو نبستی .
بله دیدم اون موقع تا حالا دارم بی خودی کت میزنم و هرچی جارو کردم از اون طرف میریزه بیرون .
دیشب دلم می خواست خودم رو بکشم سالنمون 4 تا فرش میخوره و من تمامش رو جارو کرده بودم .
هفته ی پیش بود که صبحش مامانم گفت آشپز خونه رو جارو کن منم جارو کردم وقتی می خواستم جارو کنم پیریز ماشین لباس شویی رو در آوردم و پیریز جارو برقی رو زدم . فرداش ساعت 6 بعد از ظهر بود که مامانم گفت برم لباس ها رو بریزم توی ماشین لباس شویی و روشنش کنم . منم همون کار رو کردمو سریع رفتیم خونه مامان جونم بعد که برگشتیم رفتم لباس ها رو از توی ماشین در اوردم دیدم خشکه جلل خالق ماشین لباس شویی مون پیش رفته شده . که دیدم لباس ها خیلی بوی بد میده . سرم رو که بلند کردم دیدم ماشین لباس شویی تو برق نیس . همونجا زدم زیر خنده و دلم رو گرفتم . که بعدشم کارم به حموم رفتن کشید .
یه روز بابام بهم گفت :
بابا – مریم خانم بدوبرو یه چایی درست کن ببینم . منم بلند شدم و رفتم با یه آرامش خاصی چایی درست کردم و اومدم نشستم پای فیلم اسمش سلنا است خیلی قشنگه . بعد از 5 دیقه مامانم گفت :
مامان – مریم برو چایی بریز بیار .
مریم خانم گل بلند میشه و میره توی آشپز خونه .
رفتم سراغ یخچال تا خرما بیارم با چاییمون بخوریم درش رو که باز کردم دیدم قوری رو گذاشتم توی یخچال قوری رو در آوردم رفتم سراغ سماور دیدم قوطی ی چایی رو گذاشتم روی سماور . دوباره پهن آشپز خونه شدم و زدم زیر خنده .
مامان و بابام سریع اومدند بالا سرم .بابام به مامانم گفت :
بابام – حج خانم این دیوونس .
مامانم – مریم چل شدی .
مریم خانم گل – مامانی ..........مامانی . و فقط می خندیدم . که این بارم کارم به حموم رفتن کشید .
و اما یه سوال فنی برام پیش اومده دختر خانمای گرامی من الان با خواهر زن داداشم توی خونه تنهای تنهاییم اون می شه خاله ی نرجس منم عمش از قضا بچه جیشش می گیره و میره دستشویی دلی از عزا در میاره 1 .2 . 3رو باهم انجام میده . حالا شما بگید وظیفه عمه ی گلشه بشوره اون رو یا اون خاله ش . ما اون موقع تا حالا داریم سر این دعوا می کنیم بچه بدبخت توی دستشویی تلف شد .
وبلاگ رمان