حرفای دل ما دختر خانم های درس خون
تهدید مادران در روز ها پایانی سال به دختران درس خون .
مادر : دختر بیا برو بالا ی چار پایه و شیشه ها رو پاک کن .
دختر خانم گل : مامان من درس دارم .
مادر : حالا بعدا برو سراق درسات حالا بیا این دوسه تا شیشه رو پاک کن .
دختر خانم گل : مامان من فردا امتحان دارم .
اون موقعه که آمپر مامان گرامی می چسبه ته .
مادر : دختره ی بی عار برو از دخترای مردم یاد بگیر که چطوری کمک مامانا شون می کنند مردم دختر دارن ما هم دختر داریم .( هنگام گفتن این لغات یه دوتا هم میزنه توی سر خودش . )
دختر خانم گل : مامان من درس دارم این فیلم ها هم دیگه تکراری شده .
مامانه عصبانی می شه و میره سراق کتک زدن ولی با مگس کش . میره و مگس کش رو بر میداره و میاد طرف دختره و می گه .
مادر : اینا چی اینم تکراری شده و با مگس کش میفته به جون یه مخ مملکت و هی میزنه .
بالا خره دختره زیر بار میره ومیره شیشه ها رو پاک می کنه و میاد ایندفعه سراق کامپیتر تا کمی تست کار کنه .
مادر : دخترم برو توی آشپز خونه و دوسه تا تیکه ظرفه بشور .
دخترخانم گل : مامان دارم تست کار می کنم .
مادر : خوب بعدا این کار رو بکن .
دختر خانم گل : مامان واجبه .
ایندفعه مادره فیوز می پرونه و میگه :
مادر : برو از دختر عموت یاد بگیر مثه چی کمک زن عموت کار می کنه .اونم درس می خونه فقط که تونیستی . فقط هیکل گنده کرده یه عقل توی اون کلش نیس .
دختر خانم گل : مامان من درس دارم خودت بشور .
ایندفعه مامان مهربون میره و میله ی جارو برقی رو میاره و می خواد دختره رو بزنه و میزنه ولی دختره صداش در نمیاد .
مادر: وعه دردت نمیاد .
دختر خانم گل : نه مامان جون دیگه بدنم عادت کرده .
مادر : پس باید برم سراق یه چیز دیگه .
ایندفه هم دختر خانم گل کوتاه میاد و میره و ظرفا رو می شوره .
می بینید این مادران گرامی چه عشقی به فرزندانشون میورزند .
وبلاگ رمان