دوس جونیا خوبید سلامتید من می خواستم ی خبر بدم از اول تیر ی رمان می خوام شروع کنم بنویسم ولی با این یکی خیلی فرق می کنه به قول خودم خانم وار رفتار می کنه ولی سر شار از انرژیه ولی در عین حال مغرور این رمان رو می خوام باهمراهی دوستای خوبم بنویسم و از شما کمک بخوام رمان عشق کیلویی چند؟تا تیر تمومش می کنم میام سراغ این یکی فقط ی کوچولو درموردش می گم :

مریم توی ی خونواده معمولی زندگی می کنه که ی داداش داره به اسم محمد که 20سالش و خودش هم 19 سالش و مامانش از این هاست که گیر س پیچ می ده و خیلی روی مریم حساسه ی دوست داره به اسم فریماه که باهم خیلی صمیمی هستند سال آخر دبیرستانند یعنی چهارم دبیرستانند و دارند واسه کنکور می خونند تا ی رشته ی خوب قبول بشند .

راستی مال اصفهانم هستند همشهری خودمند .

می خوام ی رمان خوب بشه نمی خواب مثه عشق کیلویی چند فقط خنده دار باشه البته دارم اون رمان رو کم کم درستش می کنم ولی خوب این از اول خوب باشه

حتما بیایند نظر بدید و کمکم کنید

عاشقتونم

منتظر نظراتون هستم

دوستدارتون مری